آن تحمل که تو ديدی همه بر باد آمد....

با او بي آنكه به حضور او نيازمند باشم، زندگي در اوج آسمانها داشتم.

 

 و چه زندگي سيراب و سرشاري است كه آدمي در كنار معشوقي دلخواه

 

 زندگي كند بي آنكه رنج تحمل كسي را داشته باشد.

 

وصالي در تنهايي مطلق خويش با عزيزي كه هست و نيست.......

 

                                                          دكتر شريعتی

 

 ..................................................................................................

آدمي براي بدست آوردن آنچه كه برايش بی نظيراست واهميت حياتي

 

دارد، بايد زحمت بكشد، تلاش كند، رنج ببيند......تحمل کند......صبر

 

کند؟؟؟

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٥
تگ ها :

.....دستم اگر رسد به خدا می رسانمت...!

  
نویسنده : مینا ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٥
تگ ها :

من اينجا هم دلم تنگ است.....

امروزتو مترو بعد از مدتها يه فال خريدم. دختر ۱۰ـ۱۲ ساله ای انقد

بهم گير داد که خريدم.بش نگفتم که مدتهاست که من و حافظ ديگه سلام

عليک هم نداريم........

از پله ها که داشتم ميومدم بالا با بی انگيزگی تمام بازش کردم:

يا وفا ياخبروصل تو يا مرگ رقيب    

بود آيا که فلک زين دو سه کاری بکند؟؟؟

نه بابا من اينقدرام ديگه بيرحم نيستم.....ولی قشنگ بود....همين.

ديگه اينجا نوشتن اصلا برام جالب نيست.

اين هفته ای رو که می خوام شروع کنم اصلا دوس ندارم. کاش توهفته

قبل مونده بودم.

تکليف خيلی از مسائل داره مشخص ميشه. کاش به اندازه کافی قدرت

داشته باشم هنوز.....

 خيلی گيجم.

                      

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٥
تگ ها :

آسودگی اگر طلبی جای ديگر است.......

((اگر بخت يارت باشد در بعضی از مراحل زندگی به بن بست کامل

خواهی رسيد.

به روايت ديگرهرگاه بخت يارت باشد زمانی به يک چهار راه ميرسی

 و می بينی که سمت چپ به جهنم ميرسد سمت راست به جهنم مستقيم به

 جهنم و به هر طرف که بچرخی راه تو به طور کامل و مطلق به دوزخ

ختم خواهد شد.

می بينی که همه راهها به دوزخ ختم می شوند و راهی برای خروج

وجود ندارد.

هيچ کاری نمی توانی بکنی و ديگر هيچ چيز تو را آرام نمی کند و

آنوقت است که اگر آماده باشی شروع می کنی به کاری که همواره در

 آرزويش بوده ای اما هرگز نمی دانستی و آن کشف درون است.

و اگر بخت يارت نباشد؟؟؟

اگر بخت يارت نباشد تنها هنگام مرگ به اين مرحله خواهی رسيد و اين

 چشم انداز زيبايی نخواهد بود چون چيزی را آرزو خواهی کرد که

ديگر نمی توانی داشته باشی......))

                        کتاب زوايای تاريک حکمت ـ پيتر کينگزلی

اين کتاب رواززير سنگ هم که شده بايد پيدا کنم.

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٥
تگ ها :

چه آسان می توان از يادها رفت.......

من حالم خوبه....فقط يه کم معلقم. شايدم نگرانم. ولی بيشتر منتظرم!

 به طرز ناراحت کننده ای........

ديدی گفتم حالم خوبه؟

فقط گاهی که شهامت خونم اونقدر کم ميشه که مسئوليت کارای خودمو

نمی تونم به عهده بگيرم و در در و ديوار به دنبال مقصر می گردم

  کمی تا قسمتی حالم از خودم بهم می خوره....

ولی در کل ميدو نم که :

                تا ريشه در آبست

                                              اميد ثمری هست.....!

                                تو چطوری؟

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٥
تگ ها :