صد سال و يک هفته تنهايی.....

ملاصدرا می گوید:

خداوند همه چیز می شود همه کس را...

بر سفره تنهایی شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند

و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند....

پ.ن1: این چند روز همش دلم خواسته حرفامو با صدام به کسی منتقل کنم نه

 با انگشتام...ولي گوش پيدا نمي‌كنم...

آخرشم پريشب درونی ترین لایه قلبمو با انگشتام توضیح دادم برای دوستی که

 خدا می‌دونه چند تا اقیانوس بینمونه..حرفامو از شب فرستادم به روز...

ولي سبك شدم...

پ.ن2: بيا ديگه عروس...خونه رو گلخونه مي‌كنم برات..

 

  

نویسنده : مینا ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :