ديگه وقت رفتنه...

زندگيم پر شده از صفر ويك...به خدا راست ميگم...

 ين فصل از زندگيم هم داره تموم ميشه...

 فصلي كه يه سال طول كشيد...

 ديگه كم كم بايد برم از اينجا....

 همچنان از دوستان جاني مشكل توان بريدن...

ولي هميشه بريدن واسه يه طرف سخت تره تا اون طرف....

من مدتيه كه همش نقش اين طرفو دارم...

پ.ن1: يك منهاي يك مساوي صفر....

 پ.ن۲: من اصلا نمی تونم بهت کادوی آبی ندم...اصرار نکن!

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٦
تگ ها :