دل من ديگه خطا نکن....

از تنهایی می‌ترسی؟

  هرگز ازدواج نکن...                                    آنتوان چخوف

............................................................................................................

میگه خوش به حالت که از دوراهی گذشتی....

نمیدونه که من چند تا از گوشه‌های دلمو گره زدم تا بتونم بگذرم.

میگه نسل انسانهای تک لاو! مثل اسبای تک شاخ خیلی وقته که منقرض شده...!

راس می‌گفت. حتی نسل منم منقرض شده.

به علاوه! لعنت بر کسی که برنامه‌های زندگی آینده شو جز بر مبنای خودش و فقط خودش!

تنظیم کنه. در اینصورت برنامه‌های آدم فقط زمانی به هم می‌خوره که خودش بمیره. که اونم

اشکالی نداره خب...

 ................

دیشب خواب دیدم که تازه از شهر آفتابگردونها رسیدم و با عجله همراه یکی از استادای دوره

لیسانسم رفتم پارک نیاوران!!! که امتحان تافل بدم.

یادمه که نتیجه اش خوب هم شد!

 ولی بعدش من زار زار گریه کردم که.......

.................

امروز سر کلاس BSP دکتر می‌گفت معمولا کورولیشن رفتارامروز آدما با گذشته‌های دورتر خیلی

 کمتره تا رفتار دیروزشون.

خدا رو شکر بلاخره رفتار تو از یه قانونی تبعیت کرد....!

.............

زندگی خوابگاهی اونم در این سن وسال! اصلا سخت نیس برام. خداروشکر مشکلی ندارم فقط

گاهی شبا دلم به طرز مرگباری واسه پگاه جونی تنگ میشه.....

..............

اینجوری نوشتم که از شر پ.ن ها خلاص بشم ولی نمیشه مثل اینکه....

می‌دونم که مدتیه خیلی بد و زیاد می‌نویسم. ولی وبلاگ خودمه دیگه...

پ.ن۱: دیگه تقریبا به هیچی شک ندارم. فقط از بعضی از سیگنالایی که با مانیتورم تعامل دارن

 بیزار شدم جدیدا....

پ.ن۲: هر تصمیمی بگیری حق کلا با توئه. من هششششش اعتراضی ندارم. جدی جدی....

 

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٦
تگ ها :