My TeaTimes


همه اونایی که منو حتی یه کم از دور می‌شناسن می‌دونن که Tea Time در زندگی من جایگاه ویژه ای داره... (خودم می دونم که ترکم!) پگاه طفلک با اینکه اصلا چای خور نبود با کمال احترام در TeaTime های من با ضمائم خوشمزه ش شرکت می کرد و می دونست که اگه لپ تاپ بیاره سر میز به من برمی خوره... 

گاهی هم من  TeaTime رو می بردم به محل کار اون!!!!  (منظور قسمتی از منزل است که پگاه در اونجا فعالیت و زندگی می کرد!)

بهترین و به یاد ماندنی ترین و سورپرایزینگ ترین هدیه عمرم هم اگه گفتین چی بود؟

کریسمس پارسال که پگاه رفته بود لندن واسم یه کتاب آورده بود که با دیدنش ساعت 3 نصفه شب جیغ کشیدم...اسم کتاب می دونین چی بود؟

"Favorite TeaTime Recepies  "  !!!!! 

حیف که دیگه پگاه حتی ماهی یه  بار هم به اینجا سر نمی زنه....

------------------------------------------------------------------------------------------------

هنوز نفهمیدم تو چه فرقی با همه دوستای خوب دنیا داری؟

چرا همه حرفایی رو که همه از من پرسیدن و جوابشو نشنیدن تو نپرسیدی و جواب

گرفتی؟؟؟

دلم خوابگاه بسطامی می خواد با اتاق تو....می دونم که غیر ممکنه دیگه اون روزا برگردن....

TEaTime های محترمی که مایه ش یه تک زنگ بود... وقتی از اتاقت میومدم بیرون مینای دیگری بودم...!!!

وقتی با چمدونات پریدی سمت اون سر دنیا...تند تند تو نت با هم چای می خوردیم....

ولی الان آخرین بارش یادم نمیاد.... تقصیر منه می دونم....!

دلم خیلی واست تنگ شده رفیق روز تنگم....

همین....

                      

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :