اندر فضایل زندگی در شهر آفتابگردانها...

 

١٠ روزیست که پروژه را به دلایل نامعلومی تعطیل کرده‌ام و به انواع و

اقسام استراحت و وقت گذرانیهای مفید و لذت بخش می‌پردازم.

ساعت بیولوژیکی بدنم کلا از کار افتاده! به طوریکه شبا نمی‌تونم بخوابم

و روزا توانایی بیدار موندن ندارم...

چند تا وبلاگ در سرزمین دلنواز بلاگ اسپات هست که مدتیست

عاشقشان شده‌ام به طوریکه در هفته اخیر آرشیو ٣و۴ ساله چند تا

ازین وبلاگها رو با دقت هرچه تمامتر و به صورت شبانه روزی خونده‌ام و

لذت فراوانی برده‌ام... برای سهولت در امر رفت و آمدبا دوستان جدیدم

نیشخند ناچارا یک فقره وبلاگ !!!هم در بلاگ اسپات تاسیس کرده‌ام و هر

  روز ساعتی به آب و جارو کردن آنجا مشغولم.

در فواصل آرشیو خوانی گاهی می‌شینم یک اپیزود از فرندز رو می‌بینم

واین گاهیها در یک هفته اخیر به بیش از ٢٠ اپیزود رسیده است. تعجب

 می‌کنم از من فیلم گریز سریال نبین که چطور از این سریال لذت

می‌برم؟ شاید هرگز به این بخش از شخصیتم اجازه رشد نداده بودم!

دوست دارم فرندز رو که انسانهای احمق بامزه‌ای بنظر می‌رسند ولی

روابط بسیار کلییر و هوشمندانه ای دارند.خلاصه که سرگرمی

آموزنده‌ای است..دست دوست عزیزی که در آخرین ساعات اقامت من

در پایتخت در اقدامی جوانمردانه این دی وی دی ها رو به من رسوند درد

نکنه واقعا.

گاهی آشپزی هم می‌کنم و مثل مامانها بوی مرغ و پیاز می‌دهم حیف

که اینجا دوره پیشرفته مرباپزی نیست والا می‌رفتم که کمالات خانه

داریم تکمیل بشه...چون دیگه چیزی نیست که بلد نباشم زبان

خلاصه که ساعات بیداریم اینگونه می‌گذرد و اگر نبود ٣۶٠ و مسنجر و

مسائلی از این دست، شاید کلا یادم می‌رفت که دانشجوی رشته‌ فوق

لیسانس!!! هستم در یکی از اونیوقسیته های پایتخت و تزی دارم و...

یه جا خوندم که یه فیلسوفی یه چیزی گفته تو این مایه‌ها که

"من بسیار خوشبختم چون هرروز به راحتی می‌تونم کار امروز رو به فردا

بندازم."

من الان شخصا برای وارستگیم حد و مرزی قائل نیستم چون عملا

مساله‌ای به نام دفاع و تز و مقاله و اینها رو از بیخ فراموش کردم...و

آرامش گوسفندی عجیبی بر وجودم سایه افکنده!شیطان

خلاصه که مدتیه همه چیز به طرز مشکوکی عالیه ولی تجربه نشون

داده که معمولا بعد از چنین دوره‌هایی...نیشخند ولش کن بابا!

پ.ن: شهر من! من دیگه کلا به چیزی نمی‌اندیشم. ساری...چشمک   

         

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها :