کاخت نگون باد ای فلک!!! با من چه بد تا می‌کنی...

 

 داشتم می رفتم سمت سینما عصر جدید...ساعت ٧ قرار داشتم...

"آواز گنجشکها" رو قبلا دیده بودم...به شوق دیدن یه دوست دوباره  دعوتشو پذیرفته

بودم....

میدون فلسطین بودم که موبایلم زنگ زد...زیاد مایل نبودم جواب بدما....

می‌دونستم به هر حال اونی که پشت خطه  قرار  نیست خوشحالم کنه...

سلام و احوالپرسی و... "راستش قضیه اینه که...."

پوووووووووووووووووووووووف......................حالمو خیلی گرفت. با همه اعتماد بنفسم..

دم سینما که رسیدم فولی داون بودم....

 

خب آقای خدا! بر نامه دیگه ای نداری؟  نشستی اون بالا که همش بزنی تو پر ما دیگه؟

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧