دست در حلقه این زلف دو تا نتوان کرد دیگر...!

 

می گوید: در مقابل رنج مردها موهایشان می ریزد و زنها اشکهایشان...

می‌گویم: گاهی هم هردو هردو...

 

می گوید دلم برای فرشته درونت، برای مهربانی عجیبت، برای مشکی

بی نهایت موهات!!!! برای.... تنگ شده...

 

می‌خندم زیاد!!!

همیشه آخرش مرا می‌خنداند...

شاید همیشه باید منتظر آخرش باشم...

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧