....dAmlA DamlA

 

می گم:  چی؟

می گه: دیگه تا همیشه خدا هر چی تو بگی....برگردم؟ بمیرم؟ بمونم؟ چی کار کنم؟

 

**************************************

می‌گم: هر کاری می خوای بکن من که به تو اعتماد دارم!

می خنده. قهقهه می زنه.

یعنی داشت به من می‌خندید؟

 

**************************************

می‌گم: از ٧ تیر بدم میاد.

می گه: راه دیگه ای نداریم آخه الان.

با بغض می گم: نمیشه از من بگذری؟

و یکباره همه اشکهای انباشته شده ام قل می خورن روی گونه هام...

همه صبوریهامو  باد یکجا می بره... همه توداریامو...همه گذشت مهربانانه مو...

اشکام دیگه تموم نمیشن.

همه چی تموم میشه جز اشکای من...

از اشکام یه کمی می ترسه...

یه کمی احساس گناه می کنه..

ولی لبخند تصنعی مو جدی تر می‌گیره...

 

**************************************

٧ تیرو خیلی وقته رد کردیم.

سال داره تموم میشه اصلا.....

ولی تموم نمیشن که...

 

پ.ن: معنی لیبل: قطره قطره...

 

 

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧