گردون ز جمع ما همه تفريق مي كند.......

 اين روزا زياد مي نويسم و از اين مساله احساس خوبي ندارم. پستهای

ديروز رو كه فرستادم، مطمئن بودم كه ديگه تا مدتها حرفي واسه زدن

 ندارم.....ولي ديشب اين سارا استاد با يه sms كلي با احساسات

 من بازي كرد وديدم مثل اينكه نميشه ننوشت.

آره  سارا جون يادمه! همه يادشونه..... يادت هست همكلاسي؟

..............................................................................

اما پذيرفتيم مثل دهها نپذيرفتني ديگر كه در اين 4 سال كه.....

.............................................................................. 

و من دلم را در ساختماني با آجر هاي قرمز و يك تابلوي آبي دوست

 

 داشتني جا گذاشته ام......

...............................................................................

و يادت باشد ديگر نگوييم فرار مغزها. بگوييم گريز. گريزدرد ناك

 

انديشه ها. يا به زبان خودمان بي خيال شدن از جدال بي حاصل با

 

درهاي بسته و آرام و بي صداكوله بار خود را بستن و رفتن.... اين كه

 

اسمش فرار نيست. تو بگو! هست؟

...............................................................................

فارغ التحصيليت مبارك 8033اي! بيا قول بده..... مي داني كه نه من

 

كسي هستم كه.............

 

( 8033 ايها به فيلم جشن فارغ التحصيلي مراجعه كنند)

 

از گودباي پارتي رامين كه داشتيم بر مي گشتيم، تو يه تيكه اي از راه

 

همه ساكت بودن. من كه جاي خود دارم!

 

همش  داشتم به اين فكر مي كرد م كه

 

گردون ز جمع ما همه تفريق مي كند.......

 

اون موقع پرسيدم بچه ها يعني نفر بعدي كيه؟ همه ساكت............ ولی

 

 الان هنوز يه ماه نشده نفرات بعدي مشخص شدن....قصه چيزي جز

 

 اين نيست. بهترين دانشگاههاي دنيا دارن بهترين دوستاي منو از من

 

مي گيرن و مي بلعن به همين راحتي ......در اين كه لياقت 8033 اي

 

ها خيلي از اين بيشتره اصلا شكي ندارم  ولي يه جورايي سرعت اين

 

روند آزار دهنده است. و خدا مملكت مارا از اين هم آبادتر كند....! با

 

اين جوونايي كه ميرن كه دكتر بشن و برگردنن.......(سادگي هم حدي

 

داره بابا!!!!)

 

بقيه اش ديگه معلومه..... ميره و روزاي اول همش ميل و عكس.....

 

يكي  دو ماه بعد ميلهاش بوضوح كمتر ميشه، ولي هنوز جواب ميل

 

 ميده....يك سال بعد ديگه همه ميدونن كه هميشه  اين روزا چند تا اگزم

 

خفن داره و شرمنده ست كه اگه جواب ميل نميده ( اصلا رو حساب گله

 

 نذارين اونوريا....) آخه يهويي از BS رفته PHD  و من اگه نتونم اين

 

 مساله  رو درك كنم واقعا كه چقدر IQ  م كمتر از اونيه كه فكر مي

 

كرد!

 

حتي ممكنه بهت بگه I can't recognize you…!!!))  يادته حنانه؟

 

 و گهگاهي تلفني...! و سيگنالهايي كه به كندي مي روند و مي آيند.

 

چطوري و خوبم و......از اين حرفها.... ديگه هيچي.... مگه ميشه

 

 باهاش از غمها يا شادي ها گفت؟ من كه هميشه فقط مي گم: همه چی

 

ز چنانست كه بود به جز جاي خالي تو كه زياد هم خالي نيست........

 

و گاهي هم چت.... اين بار سيگنالهاي تصويري هم به كمك انگشتاي

 

ناتوانت مي آيند.....بيچاره واژه ها....!

 

نپرس چرا رنگش پريده چون جواب مي شنوي: نه..!!!! اينجا نورش

 

ناجوره...... يادت باشه نپرسي ديگه چي اونجا ناجوره؟؟؟  اينقدر ساده

 

نباش..... يه روزي خودت هم.....

 

 و 3 خرداد پارسال به هم قول داديم كه 3 خرداد هر سال در دانشكده

 

دور هم جمع شيم...حتي روزي كه موهايمان شروع به برف بازي كرده

 

باشند. كسي يادشه؟ در عرض يكسال يكي از 8033 ايها توشيكاگو

 

دانشجوي دكترا شده، يكي ديگه تا دو سه ماه ديگه وارد دوره دكترا

 

ميشه و بقيه دانشجوي ارشدن....البته بعضيا ارشدشون از جنس

 

Mcmaster!!! البته يه چند نفري هم هستن كه هنوز .....

 

اصلا اين چند نفرو بي خيال....

 

 خداي اونا هم بزرگه.... مگه 8033 اي نيستن؟؟؟ داري گريه

 

 مي كني؟؟ خجالت بكش! داري دكتر مي شي مثلا!!

 

اوني كه بايد گريه كنه تو نيستي....

 

بابا پاشين بياين 3 خرداده؟؟؟؟ شريفيا! تهرانيا! پلي تكنيكيا ! بازم بگم؟

 

 غنچه(گيزدو گل)، رسول( تو هم كه مدير كل شدي و از اين حرفا!اگه

 

 نياي به همه ميگم اون روز كجا ديدمت!)، منصور(بدجوري درگير

 

كار كوچولوها شدي، نه؟)، عموصراف!!!(چكا موكني ؟ رفتی

 

سربازي؟؟؟ بيا مي خوايم بريم شمال ماشين نداريم!)

 

و بقيه....(همه ب.......اااا)! بابا چه زود جا زدين؟  مي دونم يه عالمه

 

درس دارين....ولي از سال اول اگه بخواين نياين......

 

باشه . فقط مي خواستم يه تبريك  بگم كه اين همه ( يه فعلي اينجا مي تونه استفاده بشه....)!

 

ديگه اينكه هميشه شاد و سالم و پيشتاز باشين......

 

و در ياب نيروي شگفتي را كه در اين جملات ساده و كلمات ضعيف و

 

 افتاده نهان كرده ام. خيلي  دوستون دارم

 

و ميبخشمتون اگه اصلا حالي از من نمي پرسين.

 

 وگردون ز جمع ما همه تفريق مي كند.......                    

 

 

  

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٥
تگ ها :