نگرانم....

قبل از ظهر اتفاقی افتاد که حال من تا حدودی (کم نه) گرفته شد.

به هیشکی نگفتم. فقط به مریم اس ام اس زدم.

اونم گفت که عیب نداره زیاد....لبخند

تصمیم گرفتم غصه نخورم.

**********************************************

بازدید کننده‌های مشکوک زیاد شدن....

اصلا دوس ندارم...کی از پلی تکنیک اینجا رو می‌خونه؟ کی از کرج روزی چند بار...؟

میشه به من بگه قبل از اینکه برم خودمو گم و گور کنم؟

نگرانم بابا جان. نگرانم......

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸