PoEMe...

 

دبیرستانی که بودم یه عطری رو دوست داشتم که هیچ وقت به خریدنش فکر نکرده

بودم. عطر معروفی نبود ولی قیمتش نسبتا گران....

تصمیم گرفته بودم دانشگاه که رفتم بخرمش...واسه خودم جایزه...

 

سال 80 با اقتدار رشته و دانشگاه مورد علاقه م رو قبول شدم. ولی یادم به عطره نبود...

البته یکی 2 بار دیدمش پشت ویترینهای خیابون ولی عصر. قیمتش کردم. بو کردم.

ولی نخریدم باز هم.

شاید چون هنوز گران بود. شاید هم هنوز خیلی فرصت داشتم.

 

زمستون پارسال تو کیش کلی دنبال عطر گشتم. مارک خاصی هم مد نظرم نبود.

همینجوری بی هدف در خانه عطر قدم میزدم. بناگاه اسمش اومد تو ذهنم و پریدم

پرسیدم. خانومه گفت: خیلی قدیمی شده...!!!

 

این بار تبریز که رفته بودم دقیقا تو همون پاساژی که اولین بار عاشق اسم اون عطره

شده بودم دوباره دیدمش. قیمتش کمتر از یکدهم حقوقم بود. ولی بازهم نخریدم. دلش

نبود. دماغش هم.

 

یه روزی می خرمش....

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸