از اکیناوا (5)

دیشب زود خوابیدم چون خیلی خسته بودم.

حوالی ساعت 5:30 با لرزش تختم بیدار شدم. کمی مکث کردم ولی دیدم ادامه داره

مثل اینکه. از تخت بلند شدم و رفتم وسط هال. دوباره برگشتم توی اتاق. هنوز ادامه

داشت!!!

تکانهای شدید افقی. خیلی!!! واقعا ترسیدم. البته شوکه بودم که چطور ممکنه خونه

نریزه با این شدت زلزله؟؟؟ شیوی رو صدا زدم. از اتاقش بیرون نیومد. داد زد: یاپ! ایتز

ارتکوک.هپنز الات هیر...

بعدش دیگه نتونستم بخوابم تا اینکه بلند شدم و یه سرچی زدم تو نت دیدم که

7.3ریشتر بوده! مدتشو ننوشته بود ولی من بالای 20 ثانیه رو شک ندارم. هشدار

سونامی هم دادن مثل اینکه...نمی خوام بش فکر کنم!!!

خدا این یه هفته رو هم به سلامت بگذرونه تا من برگردم تهران....

  
نویسنده : مینا ; ساعت ٤:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸