یوسف آباد خیابان سی و سوم، آرایشگاه گل

 

سعیده دختر جوونیه که تو آرایشگاه گل ابروهامو به دستش میسپارم...به اقتضای

شغلش در جریان زندگی مشتریاش هست  ولی انصافا کمتر از بقیه همکاراش فضوله!!!

می دونه که قصد جلای وطن دارم و برام آرزو کرد که در سال نو با یک دانشمند خوب در

حد خودم آشناشم!!! خیلی جدی گفت و وقتی من خندیدم که بابا من دانشمند نیستم

جواب داد که نه بلاخره هوش شما ها عادی نیست!!!! 

****

از پشت حصارهای تنهایی آیا هنوز

برای قاصدکهای بهاری بوسه می فرستی؟

برایت خبرهای خوشی آورده ام

بنفشه های عید امسال زودتر گل می کنند!

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۸