به گامهای کسان می‌برم گمان که تويی....

دیگه از اینجا خوشم نمیاد....

کاش بشه برگردیم به زمانی که میل و اس ام اس و از این چیزا

نباشه.....

اگه دلت واسه کسی تنگ شد پاشی بری احوالپرسیش.......

وقتی تلفنت زنگ می‌زنه ندونی کیه...! نتونی ريجكت كني.....

مجبور باشي گوشيو ورداري...ممكنه مامانت باشه ....!

اونم نه تلفني كه تو جيبته....تلفني كه يه سيم بش وصله....

صدای زنگشم نتونه هرچیزی باشه....هر چرت وپرتی.....

یه روز زنگ درو بزنن و پستچی واست نامه بیاره....

پ.ن : درسته که کیفیت ارتباطات الان خیلی شگفت انگیزتر از

 گذشته س ولی کمیت هیچی.... فقط به سایه ای از کسانمون قانعیم...

میدونیم زنده ن چون گاهی سایه شونو تو نت می‌بینیم یایه صدای کوتاه

اس ام اس گاهی ازشون خبر میاره....

  
نویسنده : مینا ; ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :