رفتم .خداحافظ...!

خوشحالم....

پ.ن۱: زندگی بدون پگاه کلا سخته و در یه هفته اخیر از همیشه سخت تر بود...

الان که می‌خوام بعد از ۳ ماه برم پیش خونواده ام حس می‌کنم دلم خیلی واسه

پگاه و همه خوبیاش تنگ میشه....واسه TeaTime هاي يه نفره اي كه گاهي دونفره مي‌شد...

پ.ن۲: تموم شد ترم اول ارشد....

سر امتحان الكتروفيزيولوژي فهميدم كه چطور ميشه كه يه استادي ميشه پدر يه رشته اي...

تا به حال اينقدر از فكركردن سرجلسه لذت نبرده بودم....حيف كه تموم شد...

دكتر به ما نگاه كردن ياد داد. كاش يادمون بمونه....

پ.ن۳:فرصت كوتاه بود و سفر جانكاه....اما يگانه بود و هيچ كم نداشت....

 

 

  
نویسنده : مینا ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ دی ۱۳۸٥
تگ ها :