دنبال که میگردی او رفته از این شهر...

 

رفتن با بلیط گرفتن و چمدون بستن شروع نمیشه. یه اتفاقیه که توی دل میفته.

من چند هفته ایه که رفتم.

دیگه وقتی به لحظه اوج گرفتن هواپیما فکر می‌کنم نه بغضم می گیره و نه حسرتی

میشینه تو دلم. حتی یه لبخند پر رنگ.

من ٨ سال در تهران تمام و کمال زندگی کردم.روی هر لبه ای که می‌تونستم قدم زدم.

پشیمانی از کار کرده زیاد دارم ولی هر موقع هر کاری رو به نظرم  لازم بود انجام دادم.

وقتی که تهران رو ترک کنم هیچ حسرتی تو دلم نیست.

لحظه رفتنم، برای همیشه رفتنم داره نزدیک میشه کم کم.

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
بهترین سایت خدمات دهی

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی داری... تا چقدر به زیبایی وبلاگ اهمیت میدی؟ وبلاگ تولز یه عالمه کد موزیک،کدهای زیبا سازی،تصاویر زیبا سازی و...داره بهت پیشنهاد می کنم یه سر بزنی منتظرماااااااااااا حتما بیا[قلب][گل][خداحافظ]

سارا.ر

یه لبخند گنده الان خودشو ول داده رو لبام مینا، با خوندن این پست سربلندت best of luck!!

فرناز

کجا؟ کی؟

حسین

اووووووووووه!!! خوش بگذره!! اما نری یه هو بی خدافسی!! البته هیچ وقت به هیچ وقت و همیشه امید نداشته باش...هیچ وقت!! [نیشخند]