اول قرار نبود عاشقان را بکشند...

 كار بديكردم. مي‌دونم.

 

زدم زير حرفي كه 2 سال پيش در جمع 200 نفر گفته بودم.

اونايي كه اون موقع بهم خنديدن و گفتن" شعار ميدي" تا امروز پاي قراري كه من گذاشتم ايستادن و من خودمو كشيدم كنار. 

 هرچي با خودم كلنجار رفتم، ديدم نمي‌تونم.

نمي‌تونم برم تو جمع افرادي كه گرچه به واسطه يه حس مشترك قديمي و مقدس برام عزيزن، ولي هنوز بعد از اين همه سال حس مي‌كنم كه منو نپذيرفتن با اينكه دوسم دارن.

گرچه روابط جديدم نشون ميده كه من اونقدرا هم نپذيرفتني نبودم!  

هميشه در رفتارم حتي با نزديكترين افراد زندگيم، نوعي احتياط و مرز رو رعايت مي‌كنم. نمي‌دونم اين ويژگي حسن منه يا عيبم. مثلا وقتي مي‌دونم كه كسي روحيه ش 180 درجه با من متفاوته، يا در اون لحظه خاص، درحالت روحي بسيار متفاوتي از من به سر مي‌بره،  نهايت تلاشمو مي‌كنم كه با رفتارم كمكش كنم.

 وقتي طرف داره از خوشحالي پرواز مي‌كنه، پابپاش مي‌پرم. حتي اگه در اون موقعيت دلم فقط گريه بخواد. 

 در مقابل اگه يه روز من بسيار شادم، سعي مي‌كنم شاديمو فرياد نزنم تا اون خودشو غمگينتر حس نكنه.

 در اين موقعيتها خيلي از خودم فاصله مي‌گيرم. ولي به نظرم در مقابل 99 درصد افرادي كه باشون سروكار دارم بايد اين موضع رو اتخاذ كنم تا روابطم در دراز مدت آسيب نبينه.

گاهي رفتن تو اين قالبا برام خيلي سخخخخخته..... 

 هميشه به نظرم بزرگترين بي احترامي به آدما اين بوده كه قبولشون نكنيم اونجوري كه هستن. اونجوري كه بزرگ شدن. البته تا مرزي كه رابطه شون با آدما از اين مساله متاثر نشه.

يعني وقتي يه دوستي، احترام منو داره، تبريك تولد منو فراموش نمي‌كنه، و به قدري مهربونه كه منو تا حالا نرنجونده، ديگه خيلي بي انصافيه كه من بهش خرده بگيرم كه مثلا چرا تو خلوت خودت، تو زندگي خصوصيت ، فلان رفتارو داري؟ چرا روحيه ت اينجوريه؟ تازه خرده گرفتنم هم علني نباشه و فقط به صورت يه سري رفتارهاي خشك و ناجور خودشو نشون بده. 

من دورويي رو زود مي‌فهمم و هيچي اينقد اذيتم نمي‌كنه. 

حق نداريم افراد رو  با يك نگاه سرتاپا بسنجيم و مثلا اگه از رنگ جورابشون خوشمون نيومد چهره ترش كنيم واسشون.

صداقت و اعتماد اصل اول يه رابطه دوستيه. دوست يعني كسي كه بي قيد و شرط دوست داره. فقط به خاطر خودت. با همه خوبيا و بديات. تا هميشه. والا اگه به خرده گيري باشه كه هركي مي‌تونه يه كتاب بنويسه در مورد ايراداي دورو برياش. 

تقریبا مطمئن بودم که این دفعه با هیچ نگاه معنی دار و سکوت تلخی مواجه نخواهم شد. دیگه خیلی وقته که مواجه نشدم.... 

ولی بعضی از خاطره های قوی خیلی خوب بلدن به روابط ضعیف ضربه بزنن.... 

من اونروزایی که به حمایت احتیاج داشتم کنار گذاشته شده بودم. تو جمع دوستای خیلی خوبم هیچی برام نبود جز سکوتی که با حضور من برقرار می‌شد. 

ولی کاش این خاطرات این چند روز اخیر هم به من حمله نمی‌کردن تا می‌تونستم باز مثل این اواخر با حضورم خنده های بی امان رو به جمع هدیه کنم. کاش.... 

من معمولا خیلی دیر از کسی می‌رنجم. ولی اگه رنجیدم خیلی کم پیش میاد که بتونم دوباره درای دلمو به روی کسی باز کنم. 

این ویژگی مطمئنا عیب منه.....

همه تونو دوس دارم. همون جوری که هستید.

الان که فکر می‌کنم می‌بینم اون حس مشترک مقدس و قدیمی اجازه هر گله ای رو به من داده.... 

به امید سالهای بهتر....دوستیهای شیشه ای.... شفاف مثل شیشه نه شکستنی......پس مثل الماس.

 

پ.ن۱: دوست تو، يك 8033 اي....

پ.ن۲ : به خدا من بیشتر از همه یادم بود...حتی بیشتر از خارجیا! دلم پر می‌زد. پگاه شاهده. دوستون دارم زیاد..../>/>/>/>

پ.ن۳: حنا جونی ببخشید اگه قشنگ نبود. یادت هست همکلاسی؟   

 

49.gif

/ 51 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hananeh

bazam gahblie mna bodam nemidonam key yad migiram esmamo benevisam

متينه

آقای رضايی ما نگفتيم که چرا شما نيومدي. بچه ها گفتن که چرا برنامه رو روزی گذاشتين که يکی از پايه های اصلی مثه آقای رضايی نتونست بياد!!!!! منم گفتم که اون روز که از همه پرسيدم رضايی نگفت که ۵شنبه مشکل داره و گفت که می آد. در هر صورت به قول خودت به هیچ کس مربوط نیست و اصلاْ مهم نیست که کی اومد يا نيومد. اگه اومدن برای کسی مهم بود حد اقل يه نظر کوچک بايد می داد. ادامه اين بحث احمقانه است.

بسته ديگه مسخرشو در اوردين! اه گندتون بزنن

...

GROW UP PEOPLE خداييش اين حرکتتون خيلی ضايع بود! سعی کنين يه کم بزرگتر و عميقتر فکر کنين!

علي

اول سلام به همه. من سالي يه بار از قطب شمال(خوابگاه كشاورز) ميام پايين ميبينم كلي اتفاقات افتاده! بچه ها بزرگ شدن بزرگا پير شدن پيرا بچه شدن! به هر حال ديدن اين بحثها حتي آدم بدجنسي مثل منو خوشحال نميكنه! ميدونم نظر شخصي من براي خيليها (از جمله خودم) مهم نيست ولي خوب براي من پرحرف نظر دادن مثل تنفس كردنه پس بگذاريد نفس بكشم! همه ما يه شخصيت چند وجهي داريم. مثلا من يه كودك درون دارم كه آي دوستش دارم..آي دوستش دارم..خوب اين كودكه چون عقلش نميرسه يه والد هم كنارش هست كه راهنماييش كنه(والد درون من كرده، راهنماييشم با كمربنده!) خوب تا اينجاي حرفام به بقيش هيچ ربطي نداره فقط ميخواستم بگم كه كتاب روانشناسي خوندم! اما اصل قضيه : صلاح ملك خويش خسروان دانند وقتي يكي از يكي خوشش نياد مگه زوره؟ اصلا كي گفته همه بايد عاشق همه باشند؟ احترام همديگه رو حفظ كنيم كافيه. همه همديگه رو به عنوان يه همكلاس و دوست قبول داشته باشن و به هم كمك كنن مگه قرار همه دوست صميمي و جونجوني هم باشن؟..خانم خويي هم چون احساساتي هستن بيشتر اذيت شدن كه خوب مگه شما دوست بسيار بسيار خوب و مهربوني مثل خانم حسيني ندارين؟ بقيه هم هركدوم يك.....

علي

يا چند نفر كه خيلي همو دوست دارن دارن..مثلا من خودم يه نوه دارم آي نازه! فقط يه اصل رو رعايت كن به هر كس متناسب با ارزشش(با هر معياري كه خودت براي ارزش داري) مهر بورز و البته متناسب به ميزاني كه تو رو دوست داره..و دقت كن كه براي ديدن دوستي و مهربوني بايد تيزبين و ريز بين بود آخه ما گاهي خوب بودن يكي انقدر برامون عادي ميشه كه نميبينيم..مثلا كيا تا حالا از پشت نقاب مردونه دليري دل صافش رو ديدن؟ كسي ميدونه كه ايوب به كساني كه دوستش ندارن همونطور كمك ميكنه كه به عزيزاش؟ هيچكدوم كامل نيستيم. انقدر با هم بدخلق نباشيم.....

علي

حالا از اين فرصت كه بچه ها اينجا ميان استفاده كنم چند تا نكته رو اعلام كنم: ۱.من به اسم مبارك علي اذان اقامه رو تو گوشم خوندن و قرار بوده كه اسمم اين باشه ولي باباي كلكم چون اسم مبارك سجاد رو دوست داشته شناسنامه رو يواشكي به اين اسم ميگيره و ما شديم سجاد اما از آنجا كه الان دستور از مقامات بالا (خانمم) رسيده شديم علي! تا خدا چي بخواد بعد ۲. فكر كنم كم يا بيش همه ميدونن ولي خوب به صورت رسمي اگه خدا بخواد ۱۴ تير عقدمه..خانمم هم گليه از گلاي بهشت كه من هنوز موندم به چيه من دلش خوشه كه افتخار همسريشو به من داده. تازه كليم دوستم داره! من اطمينان دارم كه تا ۱۴ تير يا من ميميرم يا باز من ميميرم، منو اين همه خوشبختي؟محاله بابا! ۳.اگه زحمتي نيست بديهاي زيادي رو كه از داداشتون ديدين فراموش كنين. بگذريد تا از شما بگذرند! ۴. جات برا من خاليه منصور. من شاديهايي رو كه از بودنت بردم يه گوشه دلم قايم كردم. اينكه الان هم از مامان مراقبت ميكني هم درستو ميخوني هم روزي حلال در مياري هم عاشقي(خدايي اين آخري از همه سختتره) يعني خيلي مردي. يادمم نمياد خوبي كسي رو با بدي جواب داده باشي(مثلا من يه بار قديما يه بست

علي

خريدم برات و تو بعدا اين خوبي منو با خريد يك هايدا كه خوبي بسيار بزرگتري(از لحاظ اندازه و قيمت) بود پاسخ دادي..الان اشك در چشمانم حلقه بسته!) ۵.رامين سلام..دلم تنگه برات..اين چندتا مقاله رو ميتوني برام پيدا كني؟ ۶.عرضي نيست ۷.عزت زياد

علي

يادم رفت اين دود كه ميخيزد ز خلوتگاه، دارن چي درست ميكنن؟غذا؟ ميشه يكي بگه خلوتگاه كدوم وريه؟

Ramin

mobarake Sajjad jun, kheily khoshal shodam, kaash ki aghdet man ham mitunestam basham ;) be salamatye shadoomad