خوابها...

بعضی خوابها تا سالها رهایت نمی‌کنند.

شاید چند ماهی بیشتر نیست که دیگر خواب الکترونیک ٢ و آن ٩ کذایی را نمی بینم.

دیشب هم خواب دفاع ارشدم را دیدم. تمام سوالهای داور و تمام نمودارها را...

آخرش شدم ۵/١٧ ...حالم گرفته شد.

با لرزش موبایلم ار خواب پریدم. یکربع به ١٠ بود. دکتر بود.

گفت که برای مقاله زحمت زیادی کشیده ام. یک دور خوانده ولی نیاز نبوده چون نگارش

 من حرف ندارد!!! مطلب را خوب پخته و پرورده ام...من باب پیشنهاد چند تغییر کوچک

که اگر مایلم اعمال کنم و...

هی منتظر شدم ١٩ پارسال را پس بگیرد و بکند ۵/١٧ ...

نکرد. خواب دیده بودم.

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
نویسنده

[گل]بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم وبلاگ خیلی قشنگی داری ، لحظات خوبی رو توش سپری کردم به من هم سر بزن و نظرت رو بگو منتظر قدمهای سبزت هستم آدرسم دور نیست پشت پرچین نگاهت[گل]

مریم

ایول. حالا بیا بغلم [بغل][ماچ]

یک پسر

کاش منم یه روزی بشه خواب جلسه دفاعی که برگزار شده رو ببینم. حالا نمره اش هر چی که میخواد باشه.

بهزاد

مینا شاید دلیلش اینه که زیاد تو گذشته سیر میکنی. مثله من که همیشه حالمو به خاطر گذشته ام از دست میدم. پ.ن. یادته توت فرنگی زیر پل همتو؟