معجزه اي به نام تو....

 

اول   اول ترمه ولي من هزار تا کار دارم. اگه بدوني....

اون  اون حس تازه متولد شدن اول ترم که کلي واسه خودم بزرگش کرده بودم، کم کم داره تو

و     وجودم کهنه ميشه و جاشو به خود درگيري هميشگي مي ده...باز دارم تو وجودم دنبال

 يه   ميناي قديمي مي گردم که بلده به اندازه يه غول کار انجام بده...! مي دونم که پيداش

نمي نمی کنم ولي هنوز مي گردم چون اين روزا  خودم اصلاکافي نيستم.

د      دنبال ميناي شهر خاموش....(راستي دلم مي خواست اين فيلمو تو جشنواره ببينم!)

       ولي در مجموع همه چي عاليه....

      جمعه که با همکلاسياي جديدم رفته بودم کوه، کلي روحيه م عوض شد. خيلي واضحه که

       من با دوستاي جديدم هماهنگي روحي بيشتري دارم تا همکلاسياي دوره ليسانسم...

      خيلي حس خوبي داشتم. با هيچ سکوت تلخي مواجه نشدم و اصلا حس نکردم که از

 ي    یه سياره ديگه اومدم.

 

پ     پ.ن1: اين روزا فقط به يه معجزه نياز دارم. پس اين خداي شماکي از دست انسان کلافه

         ميشه و به فرشته هاش ميگه: هرچي مي خواد بدين بره پي کارش؟

 

پ     پ.ن2: مراقب گلدون اطلسي باش، يه وقتايي منتظر کسي باش، کسي که چشماش

 يه     یه کمي روشنه، شايد يه قدري هم شبيه منه...

پ    پ.ن3:کاش بلد بودم با اين کلمات لعنتي حالي رو که اين روزا دارم توصيف کنم......تو رو

خدا   اين روزا از من چيزي نپرس که مجبورشم مثل اسب نگات کنم.......

 

 

/ 7 نظر / 2 بازدید
رضوان

هميشه خيلی از جملاتت از حد درک من خارجه ولی در کل می تونم بگم پايه ام! راجع به سکوت تلخ و ... هم نگو که خودم کشيدم این یه مورد رو خوب می دونم چی ميگی ولی به قول شاعر :‌واعظان کاين جلوه در محراب و منبر می کنند .... مهم اينه که همديگرو پيدا کرديم و در اين ضمينه ها هم پايتم! راستی پس فردا ولنتاينه و ما باز هم مثل سالهای قبل هيچ هديه ای دريافت نخواهيم کرد!

مقداد

يک:مرسی واسه تبريکت دو:اينکه چه جوری اعتراف کني،بايد بگم که بازی يلدا اينجوريه که هر کس که به بازی دعوت می شه پنج نکته از زندگيشو که خواننده های وبلاگش نمی دوننُ می نويسه.بعدش پنج نفر ديگه رو دعوت می کنه و همينجوری ادامه پيدا می کنه.شما هم پنج تا از نکات زندگيتو که بقيه نمی دونن و فکر می کنی که جالب باشه بدونن رو تو وبلاگت بنویس.بقول معروف اعتراف کن دیگه...!

پگاه

والا چی بگم. اگه قرار بود انقد زود خسته بشه که الان من اينجا نبودم گلم.

Venus

Lanat be in rooze Valentine ke asasan oomade ke adamaye LOSER ro tablo kone, baz ham tablo shodim mina

Venus

midooni mina, man ham dige soraghi az oon venusi ke yek alame kar ro ye ja anjam midad nadaram, dige ye hafteyi nemishe az pase hamaye darsa bar oomad, yeho nemishe enghelab kard o hameye hessaye bado biroon kard. nemidoonma kheng shodam, ya pir shodam, shayadm ziadi khaste shodam. to chi fek mikoni?

منصور

نه چراغ چشم گرگي پير؛ نه نفسهاي غريب كارواني خسته و گمراه؛ مانده دشت بيكران خلوت و خاموش؛ زير باراني كه ساعتهاست مي بارد؛ در شب ديوانه غمگين؛ كه چو دشت او هم دل افسرده اي دارد. در شب ديوانه غمگين؛ مانده دشت بيكران در زير باران،آه،ساعتهاست؛ همچنان مي بارد اين ابر سياه ساكت دلگير؛ نه صداي پاي اسب رهزني تنها؛ نه صفير باد ولگردي؛ نه چراغ چشم گرگي پير. م.اميد با اينكه بي ربطه اما به نظرم جالب بود !