تمام قصه همین است ... رفته‌ای مینا!

 

به عاشقی که مخش پیچ و تاب می گیرد... و با اجازه اش:

    شنیده ام دو سه روزیست رفته‌ای مینا   و روح پاک غزل را شکسته‌ای مینا  
  کمی گذشت بفهمم که کل جریان چیست    تمام قصه همین است ... رفته‌ای مینا
  مرا رها کن و اینجا کنار در بگذار   گمان کنم که فقط خواب و خسته‌ای مینا   ولی اگر همه‌ی ماجرا همین باشد   چرا شبیه خسوفی گرفته‌ای مینا ؟   نفس بزن، من و تو عاشقان این فصلیم   چرا به روی نفس راه بسته‌ای مینا ؟
اگرچه ایستاده‌ای در میان مرگ و هبوط ولی به جای ردیفم نشسته‌ای مینا  

/ 2 نظر / 6 بازدید
حسین

سلام! بله...بالاخره علی رغم کارشکنی های شدید دوستان گرامی من هم اینجا رو می خونم!! چی فکر کردین... ( نامرد... [قهر] [نیشخند]) شعر از کیه اونوقت؟!!

حسین

سلام! بله...بالاخره علی رغم کارشکنی های شدید دوستان گرامی من هم اینجا رو می خونم!! چی فکر کردین... ( نامرد... [قهر] [نیشخند]) شعر از کیه اونوقت؟!!