رهایم کن...

 

بعد از یک هفته تنش،

دلم می خواد به آزادی مهدی بعد از چهار ماه و نیم فکر کنم و خوشحال باشم...

به روسری آبی سفید خووووشگلم که خیلی دوسش دارم...

به دست پخت خودم که دلم واسش تنگ شده بود...

به نیک...

به تهران انار ندارد....

به اینکه بلاخره روزی میرم جایی که 7 صبحش تو مترو با شجریان گره نخورده باشه....

 

میرم

میرم

میرم...

/ 4 نظر / 4 بازدید
ح.ب

ا .رفتی تهران انار ندارد؟

مریم

به ح.ب: نه فردا میریم. دلت بسوزه[زبان][نیشخند]

سارا

اقا، در راستای اینکه من از کار بیکار شدم، از لحاظ کلن و اینا به قول دیروز، [نیشخند] یه وقت فکر نکنین از شرم خلاص شدیناا خیر! خواستین ازین فیلما برین منم میخوام!

Venus

Bia Bia Bia... kheyli vaghte ke montazeretam